محمود الكازروني ( قطب الدين محمود الشيرازي )

مقدمه 16

شرح حكمة الاشراق

لُقْمانَ الْحِكْمَةَ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وفرستادهء أو نيز فرموده : « من أخلص للّه أربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه » . وشرافت براي حكمت همين بس كه خداوند كريم خود را « حكيم » خوانده وحكمت را بر أهل حكمت ارزانى داشته واز نااهلان آن را دور نگه داشته است . اين حكمت حكمت واقعي است نه آن حكمتى كه أهل زمان ما بدان روى آورده كه أصل آن معلول وفرع آن مدخول است واز كثرت جدل واختلاف همچون « علم الخلاف » بىثمر گشته نه عالم با آن از عمر خود بهره مىبرد ونه شقى به وسيلهء آن سعيد مىگردد ، بلكه هر دو با آن از حق بدور مىشوند . همچنين حكمت واقعي آن نيست كه مشّائيان ، يعنى أصحاب معلم أول ارسطوطاليس برآنند كه حكمت ذوقيّه را به كل رها كرده وبه جاى پرداختن به أصول به فروع گراييده وحكمت بحثيّه را هم با ردّ وقبول خود درهم شكسته‌اند واين در نتيجة رياست دوستى آنان است كه آنان را از وصول معاينه معاني ومشاهدهء مجرّدات بازداشته است چه آنكه آدمي تا وقتي آگاهى بر جهت قدسي كه وجههء كبرى است نيابد حكيم نمىگردد وتا وقتي تن أو همچون پيراهنى نگردد كه گاه بپوشد وگاه آن را در آورد متألّه نمىشود واين نيرو فقط با نور تابان وشعلهء درخشان پديد مىآيد . آيا نمىبينى كه آهن گداخته با نزديكى به آتش مانندگى به آتش را پيدا مىكند وفعل آتش را انجام مىدهد پس شگفت مدار از نفسي كه با نور خدا استشراق واستضائه مىكند عوالم وجود از آن نفس همچون أطاعت از قدّيسان أطاعت مىكنند وبا اشاره همين نفس أشياء حاصل مىگردند وصورت مىپذيرند . پس اى غافلان از خواب طبيعت بيدار گرديد وبا فضائل روحاني نفس را آراسته واز رذائل جسماني آن را پاك گردانيد وبا اين عمل قوتى عقلانى بدست آوريد تا نفوس شما را به عالم ملكوت بالا برد ودر سلك ساكنان جبروت منتظم سازد . هر كس كه بخواهد كه اين مرتبه را حاصل كند وبه اين منزلت واصل گردد بايد اين كتاب ( حكمة الاشراق ) را مطالعه كند . از آنجا كه اين كتاب ميدان وجولانگاه أهل بحث وكشف است من خود دريغم آمد كه بدايع آن كه مغز علم وحكمت وخلاصهء سير وسلوك است در پردهء ابهام وپوشيده از افهام بماند . از اين روى مصمّم شدم كه شرحي بر آن بنگارم تا